یارانه می دهم! پس عادل هستم.؟( مناظره! چه کسی بیشتر عادل است؟)

یارانه  می دهم ...پس عادل ام؟

این عبارت که در دولت های نهم و دهم باب شده است.

چقدر درست است؟

من خوب هستم!! ..چون دیگران بد هستند؟

حال

این عبارت چقدر درست است؟

اکنون به مثال زیر توجه کنید( در مثل مناقشه هم نداریم_ ممکن است این مثال فقط " من" یا" تو" یا او نباشد....ممکن است این "من"

شش دهک میانی اجتماع در دهک بندی های دولت دهم باشد!! و البته فقط ممکن است).

من !( نوعی)) یک نفر هستم.

یک نفر با یک خانواده یعنی یک همسر.

هر دو تحصیلکرده . هر دو دانشگاه رفته و دانشگاه زده!. و هر دو هم ایرانی الاصل، شیعه و مسلمان و تابع قانون اساسی.

فرزند نداریم چون

توان " فرزند داشتن" را نداریم.

در دهه ی پیشرفت و عدالت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

باز هم این " من" نوعی باید در هفته حد اقل 60 ساعت به شبکه اینترنت ذغالی! ( فرودستان) متصل باشم.

نه برای دانلود و آپلود صحنه های پورنوی گوشه گوشه ی زندگی کثیف ام! یا دیدن همان گوشه های تاریک و لجن گرفته ی

زندگی دیگران.

که برای تحقیق! و ترجمه و نوشتن مقالات علمی و دانشگاهی.

تبعیض، پارتی بازی و رشوه در محل کار من و همسرم اجازه نمی دهد در محل کارمان به ما بابت حد اقل مدارک تحصیلی

دانشگاهیمان، ثروتی تعلق بگیرد.

بدین معنا که رابطه نداریم و چون رابطه نداریم  در توزیع حقوق، اضافه کار، مزایای شغلی.....کاملا بی نصیب و بی بهره اییم.

از طرفی ما فقط دو اتاق داریم!!!.

در یک اتاق من ( نوعی) تا صبح  باید بنویسم و بخوانم .

و لذا لامپ اتاق من ( حتا اگر به قیمت از دست رفتن بینایی ام !! لامپ 40 وات کم مصرف چینی باشد) تا صبح روشن است.

همسرم در شهرستان ادامه ی تحصیل می دهد.

او هم دو اتاق دارد و عین من.......

با این تفاوت که هزینه هایمان دوبل است. یعنی دو صبحانه..دو ناهار...دو پول برق بدون سوبسید...دو پول گاز و آب و ..بدون سوبسید و.....

بهیچ قیمتی نتوانستیم با بی رابطه گی محض این " دو هزینه" را با در کنار هم بودن به یک هزینه تبدیل کنیم.

برای انتقال مسرم به تهران! با وضعیتی که داریم .....هیچ کاری از ما بر نیآمد.

از طرفی دولت دهم انتقال به تهران را حتا به تبعیت از همسر( البته بدون رابطه) نادیده می گرفت.

تازه در صورتیکه این اتفاق هم میافتاد باز هم مشکل روشن ماندن لب تاب و چراغ مطالعه برای دو نفرمان !! باز هم بجای خود

و بقوت خود باقی بود.

کاندیدای  شماره ی......فریاد می زند:" عدالت"....." پیشرفت!!!!

و من تا صبح هنوز بیدارم!!!.

یارانه ات را پس چه می کنی دانشجو؟؟

سوال خوبیست. یارانه در اقتصاد ریاضتی و مقاومتی! ما برای جبران بی عدالتی آمده.

و اما یارانه....

45 تومن و 45 تومن.

برای دو نفر.....== 2*45 تومان.

برای هزینه ی تحصیل..برای هزینه ی مصرف انرژی بی سوبسید.

دادن یارانه رشد سرطانی قیمتها در بازار را بدنبال آورده است حتا قیمت  سنگ نمک هم دوبرابر می شود اینچنین.

تحریمها.

فقر. رابطه . فساد اقتصادی ......

کاندیدای شماره ی ......( که انگار سوزن شان روی دو کلمه ی " فرصت" و " تهدید" شکسته و گیر کرده

دو لغتی که هر دانشجوی ترم یک مدیریت! دانشگاه ابوزید آباد سفلی هم با آن آشناست)) فریاد می زند:

باید دید این وضع شما و همسرتان در شش دهک میانی( قشر وسطی_متوسط) تهدید هست یا فرصت هست؟

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

 پاسخ :::::برای من در شش دهک اوسط

همه چیز تهدید است حتا خریدن نان سنگک 1200 تومانی.

یارانه حتا نمی تواند هزینه ی رفت و آمد یک کارمند دانشجوی ارشد را تا......دانشگاه تقبل کند.

این کمک، برای شش قشر وسط .....فقط تهدید است.

یعنی

یارانه و پرداختش

فقط برای دو دهک اولی!!( هر کدام با شش الی 9 فرزند) و  دهک بالای بالایی ( که همه ی یارانه ی این خانواده ی

12 نفری دهک پایین را با افزودن 80 درصد به مواد غذایی مورد نیازشان از جیبشان بیرون می آورد)

مفید به فایده واقع شد.

چون دهک اولی ها............مواد غذاییشان تامین شد

و دهک بالای بالایی ها هم جیبهایشان مملو تر و مالامال تر از اسکناس شد.

لذا جمله ی ساده لوحانه ( و شعار زیرکانه !) ی : من یارانه می دهم ....................پس عادل هستم"

نقض می شود.

6 دهک اصلی و پر جمعیت این وسط....با این شعار به گرسنگی، فقر، طلاق، و نابودی مهلک و کشنده  افتاده اند.

این شش دهک همان "قشر متوسط" ایی محسوب می شوند که فلان کارشناس ارشد جامعه شناسی در صدا و سیما

در باره اش می گوید:" ما اصلا قشر متوسط نداریم!! قشر متوسط متعلق به جامعه ی بریتانیا ی قرن فلان است"

و منکر وجود " من" و " قشر" ام میشود بهمین راحتی.

چون  مدرک جامعه شناسی اش را در دانشگاه ......واحد علی آباد کوتوله! اخذ کرده و و روی فیس بوک اش!!

 عکس بی "چادر و مقنعه اش" را گذاشته و چنان لبخند تصنعی و دروغینی زده که: " تا لوزه ی سوم اش هم" بچشم می آید.

  او   به "ظاهر" و شاکله ی ظاهری

عبارات نگاه می کند." قشر متوسط" را در تاریخ جامعه ی انگلستان جستجو می کند و غافل است ازینکه

یک نفر ازین قشر ( که  منکر وجودشان در ایران می شود)....هم اکنون " دارد می نویسد" و روبرویش ایستاده!

و ایستاده هم  خواهد مرد!!.

پاینده ایران

پاپیون./.

/ 0 نظر / 17 بازدید